چامه هايی از شرف

نمونه هايی از چامه های دکتر شرف الدين خراسانی (شرف) که از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۸ در اروپا و ايران سروده شده:

گریزگاه

اشک يخبسته در نگاه
درد دربسته بر اميد
روح پوسيده در سياه
فکر فرسوده در سپيد!

فجر آکنده از دروغ
فسق آلوده با فريب
شهر خاموش و بی فروغ
مرد بي خانه و غريب!

باغ بيگانه با بهار
رنگ ساييده از جمال
سُکر، چيزی نه جز دَوار
صحو چيزی نه جز ملال!

آه اين خانه پر تهی است
مرد چون وارهد ز بيم؟
شادمانی ز ابلهی است
زخم زارست و پر ز ريم!

عشق؟ شايد دهد نجات
اوست، او آخرين طبيب
درد! ای درد من دوات
اوست، او گر شود نصيب!

چشم آکنده از سرشک
باز ميخوانم این سرود:
عشق، ای واپسين پزشک
شاد زی، شاد زی، درود!

آن دو

در شبی سپيد روی سبزه ها
بر فراز پل، در کنار آب
اختران ملول، اردکان خموش
بيشه بی خروش، مرغکان بخواب ...

آن دو تن غريب، در کنار هم
مست عشق ناب، غرق در خيال
دل پر آرزو، جان پر از اميد
بيخبر ز درد، فارغ از ملال ...


abkar1.jpg


شب پر از سکوت، غير اُردکان
گفت و گويشان کس نمی شنيد
گونه های وی از نسيم باغ
چون دو شمع سرخ، شعله ميکشيد ...

وی ز چشم او شعرها شنيد
او به گوش او رازها نهفت
هيچکس نبود تا که بشنود
وی ازو چه خواست او به وی چه گفت!؟

/ 0 نظر / 18 بازدید