آذری قديم

زبان ترکی از زمان سلجوقیان به آذربایجان راه یافت و آهسته آهسته طی سده ها گسترش یافت تا مناطق بزرگی را در بر گرفت. این گسترش اکنون نیز ادامه دارد، چنانکه بسیاری از تالشیان در گیلان و بسیاری از روستاییان تات زبان پیرامون قزوین همواره در معرض ترک زبان شدن قرار دارند. زبانی که پیش از ورود ترکی در آذربایجان صحبت میشده زبان آذری قدیم بوده که یک زبان ایرانی و نزدیک به فارسی بوده است. در شمال غرب ایران جزیره های از آن زبان بجا مانده است، چنانکه هم اکنون مردم روستاهای زیادی در پیرامون مرند (هرزند، گلین قیه، گرگر و غیره) و پیرامون خلخال به آن زبان سخن میگویند. از آن زبان چامه هایی نیز از زمان کهن بجا مانده است و سرایندگان آذری بسیاری به آن زبان که زبان مادریشان بوده سروده اند، از جمله:
شیخ صفي‌الدين‌‏‎ اردبیلی، شمس مغربی، روحی انارجانی‏‎،‏‎ ماما عصمت تبريزي‌، مهان کشفی، ‎ شمس‌‏‎ اردبيلي‌ و بسیاری دیگر.

نمونه هایی از سروده های ایشان:

شيخ‌‏‎ صفي‌الدين اردبيلي‌:
‏‎بنه درد‏‎ ژران‌‏‎ از‏‎ بوجينم‌ درد
رند پاشان برم چون خاک و چون گرد
‏‎مرگ و ژیوم به میان دردمندان‏‎
ره به اویان به همراهی شرم برد
معنی:
بگذار درد دردمندان را، به جان خریدار باشم
پیش پایشان باشم چون خاک و چون گرد
بگذار مرگ و زیستم به میان دردمندان باشد
ره به او به همراهی ایشان برم

شمس مغربي‌:
مرده دلم چو اویان نوه بشنیر
ببو جویان دلم به بر و ژیر
هر که ژیومده بو ببو چو ادیان
نمیره تا که ویران ونبو پیر
معنی:
مرده دلم چو نوای او بشنید
شد جویان دلم از بالا و از زیر
هر که زنده شده به او، به او پیوست
نمیرد تا که ویران نشده جهان پیر

یعقوب اردبیلی:
اشته دستت بلا گلگون کری ته
تا به دستان هزاران خون کری ته
در آینه نظر کن تا بوینی
که وینم زندگانی چون کری ته
معنی:
دستت را ای بلا، گلگون کنی تو
تا به دستان هزاران خون کنی تو
در آینه نظر کن تا بینی
که بینم زندگانی چون کنی تو

منبع

/ 0 نظر / 15 بازدید