خوش آوايی

در کتاب زیباشناسی سخن پارسی، بدیع. نوشته میر جلال الدین کزازی صفحه ۲۹-۳۰ میخوانیم:
در زبان شکّرين و دلاويز پارسی، واژه ای را نميتوان يافت که به گونه ای آشکار و برجسته به رمندگی و ناسازواری در آواها دچار باشد. زيرا واژه های پارسی دری واژه هايی اند نيکْ سوده و ساده. واژه های درشت و گران و ناهموار در درازنای روزگاران فروسوده اند؛ آنچنانکه سرانجام درشتيهايشان به نرمی و گرانيهايشان به همواری ديگرگون گشته است. بسياری از واژه ها، آنگاه که از پارسی باستان و اوستايی و پهلوی به پارسی دری رسيده اند، به فرجام و فرازنای سودگی و سادگی خود راه برده اند. نمونه را، واژه ای درشت و ناهموار چون خْوَرِنَه در اوستايی، در پارسی باستان فَرْنَه، در پهلوی خوَّره و خُرَّه شده است و سرانجام در پارسی، در ريختهای فَرَّه، فرّه، فرّ و فر به کار رفته است. چنين واژه ای به پايان سادگی و سودگی خويش بازرسيده است. يا واژه ای سخت گران چون خْوَرِنَنْگوهَنْت در اوستايی، در ريختِ نرم و نغز و دلنواز فرّخ در پارسی کاربرد يافته است. ...

/ 0 نظر / 13 بازدید