شاهزاده قاجار

از ماهنامه ارمغان سال ۵۳، دوره چهلم،‌ شماره ۳. خردادماه ۱۳۵۰ خورشيدی:

(برگرفته از نوشتاری از علی جواهر کلام)

شاهزاده ابوالحسن ميرزا شيخ الرئيس قاجار

ابوالحسن ميرزا فرزند محمد تقی ميرزا حسام السلطنه پسر فتحعلی شاه قاجار بود و در سال ۱۲۶۴ ه.ق. همزمان با سال تاجگذاری ناصرالدين شاه در تهران زاده شد. ابوالحسن در کودکی آبله گرفت و نابينا شد. اين کودک آبله زده در وبای همه گير تهران دچار وبا هم شد ولی از آن درمان يافت.

وی آموزش بنيادين را در تهران خواند و سپس برای دنباله گيری آموزش راهی سامرا در عراق شد. پس از بازگشت از آنجا که آزادمنش بود و با خودکامگی شاه همرای نبود نتوانست راحت در تهران بماند و به مشهد رفت. آصف الدوله، والی خراسان از شيخ الرئيس به شاه گلايه کرد که وی در اينجا سخن از آزادی مردم ميزند و ناصرالدين شاه فرمان تبعيد او از ايران را صادر کرد. پس از آن وی رهسپار عشق آباد (ترکمنستان امروزی) شد و هنگام حرکت اين چامه را برای شاه تلگراف کرد:

نايب السلطنه برگو به شه نيک سرشت

که يکی ز اهل خراسان به من اين بيت نوشت

آصف و ملک خراسان به شما ارزانی

ما ره عشق گرفتيم چه مسجد چه کنشت

و در هنگام ورود به عشق آباد چنين سرود:

عجب مدار خرابم اگر به عشق آباد

کسی نديده که باشد دلی ز عشق آباد

صلاح کار مپرس از من خراب که باز

طريق عشق گرفتيم هرچه باداباد

 ابوالحسن بر آن شد تا از آن پس در برونمرزها ايرانيان را به خيزش برانگيزد. پس تا زمان جنبش مشروطه گاه در ترکيه و هند، گاه در عراق و فرانسه با چاپ نوشتار ايرانيان را به جنبش آزادی خواهی از يوغ شاه خودکامه فرامی خواند.

پس از پيروزی مشروطيت شيخ الرئيس با شور و شادی به ايران بازگشت ولی پس از به توپ بسته شدن مجلس، از سوی محمد علی ميرزا دستگير شده و او را زنجير به گردن به باغ شاه بردند و در آن هنگام چنين سرود:

خواهی که دادت بردرد سلسله بيداد را

منت بکش، گردن بنه زنجير استبداد را

محمد علی ميرزا فرمان داد تا دهانش را خرد کنند و دژخيمان آنقدر با تفنگ به دهانش کوفتند تا دندانهايش شکست و در همان حال اين چامه ها را سرود:

گفتا که تو را چو نيست دندان

از بوسه مجوی مطلبت را

ای غنچه دهان بهانه بگذار

بهتر که نميگزم لبت را

محمد علی ميرزا دستور داده بود تا شکم شيخ الرئيس را پاره کنند ولی با ميانجی گری عضدالملک (شاخص قاجار) حکم کشتن به زندان مبدل شد. پس از گشودن تهران از سوی مشروطه خواهان آزاد شد و چنين سرود:

باز به مشروطه خواه، رواج بازار بين

به مفسد و مستبد عذاب فی النار بين

سطوت ستاری و فر سپهدار بين

....

شيخ الرئيس در دوره دوم از سوی مردم مازندران به نمايندگی مجلس شورا برگزيده شد.

درگذشت شيخ الرئيس در ۱۲۹۹ خورشيدی به بيماری تيفوس بود و در ايوان آرامگاه ناصرالدين شاه به خاک سپرده شد.

از او چامه های زيادی بجا مانده.

اين چامه را در پاريس سروده بود:

دوشينه به رهگذار ديدم

ترسا زنکی سپيداندام

او سرو صفت همی خراميد

شويش ز عقب دوان چو خدام

گفتم به فرانسوی چه گويی

با خانم خويش گفت مادام

آخر ز خدا بترس ترسا

وندر ره زاهدان منه دام

مادام تو گشت بهر ما دام

دل در پی دام توست مادام

/ 0 نظر / 11 بازدید