کردستان عراق و ایران ۲

رضا جمالی، خبرنگار باتجربه رادیو زمانه در سفری که به عراق داشت مصاحبه‌ای نیز با بهرام ولدبیگی، مدیر انستیتوی کردستان در تهران که در آن موقع در اربیل به سر می‌برد انجام داده‌است.

در بخش‌هایی از این مصاحبه از زبان بهرام ولدبیگی می‌خوانیم:

پس از این‌که کردستان عراق آزاد شد، ارتباطات فرهنگی گسترده‌ای را در کردستان داشتیم. هیأت‌های فرهنگی از ایران آمدند این‌جا، و هیأت‌هایی از این‌جا رفتند ایران.

کلاً گرایش‌ کردهای این‌جا به فرهنگ ایرانی است‌، یعنی اگر کردها بخواهند ملتی را انتخاب کنند که در کنارش زندگی کنند، آن کسی نیست جز ملت ایران. من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار و الان که مدیر انستیتو فرهنگی کردستان در تهران هستم‌، خودم هم علاقه دارم و هم به این‌گونه روابط و ارتباطات فرهنگی و تاریخی معتقدم.

کردهای عراق خودشان را خیلی نزدیک به ایران می‌دانند. آقای نیچیروان بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم کردستان‌، در ایران تحصیل ‌کرده‌ است. زبان فارسی را بدون لهجه صحبت می‌کند‌. چندی پیش که به تهران آمده بود، اصلاً مترجم نداشت، در صورتی‌که در عرف دیپلماسی می‌بایست کردی صحبت کند. اما به خاطر علاقه‌ای که به زبان فارسی دارد، در همه‌ جلسات از رییس جمهور تا وزرا، با همه به فارسی صحبت می‌کرد.

او به فرهنگ ایرانی علاقمند است‌، خودش را مدیون فرهنگ ایرانی می‌داند و در تهران درس خوانده است. چندین بار با خبرنگاران ایرانی که به ملاقات ایشان رفته بودیم، ‌او با ما به زبان فارسی صحبت می‌کرد.

در مصاحبه‌ای که یک‌بار با او داشتم گفت فرهنگ دوم من ایران است. منظورم علاقمندی‌ مسوولین این‌جا به فرهنگ ایرانی است. از پنج میلیون جمعیت کردهایی که در کردستان عراق هستند، یک میلیون‌شان آشنا به زبان فارسی هستند. حدود سیصدهزار نفر متولد ایران و درس‌خوانده ایران هستند.

در این‌جا شهری کوچک وجود دارد به اسم صلاح‌الدین که خانه آقای مسعود بارزانی آن‌جاست که می‌گویند پایتخت کوچک کردستان است‌. وقتی مدارس و دانشگاه‌هایش را می‌بینی، انگار یکی از دانشگاه‌ها و مدارس تهران را می‌بینی. خانم‌ها مانتو و روسری‌های ایرانی و لباس‌های فرهنگ ایرانی می‌پوشند. در آن‌جا رستوران ایرانی هست و در هرحال زندگی به سبک ایرانی وجود دارد.

یعنی ما به‌هرحال درکردستان عراق هیچ احساس غربت نسبت به فرهنگ ایرانی نداریم. روزنامه‌نگارانی که از تهران آمده بودند اینجا، می‌گفتند خب، اربیل با سنندج هیچ تفاوتی ندارد‌ و نمودی از فرهنگ ایرانی‌ست. یعنی شما اینجا فرهنگ برجسته را، فرهنگ ایرانی می‌دانید، نه یک فرهنگ ترکی یا عربی.

این‌جا دانشکده زبان ادبیات فارسی در دانشگاه صلاح‌الدین تاسیس شده و در محافل دانشگاهی و روشنفکری این‌جا، ترجمه از آثار فارسی به کردی یک جنبش جدی فرهنگی‌ست.

ما آماری گرفته‌ایم که از ده خانواری که در کردستان عراق‌اند، حدود ۶ خانوار برنامه تلویزیون‌های ایرانی را نگاه می‌کنند. ‌این‌جا ما یک سرمایه‌ عظیم فرهنگی به اسم فرهنگ ایرانی داریم که با فرهنگ کردی هیچ تضادی ندارد. واقعاً لازم و ملزوم همدیگرند. ولی متأسفانه مسؤولین سیاسی ما جوری به این مسایل نگاه می‌کنند که انگار این‌جا یک قاره دیگر است.

آقایان می‌روند به تانزانیا و بورکینافاسو و یا در آمریکای جنوبی خانه می‌سازند، اما حاضر نیستند این‌جا بیایند یک دکه بسازند، حاضر نیستند چهارتا کتاب به این دانشکده زبان ادبیات فارسی که در اربیل هست، هدیه کنند.

پیوند به سفرنامه رضا جمالی: در مورد زرتشتیان کردستان عراق و تعامل آن‌ها با ایران

/ 3 نظر / 44 بازدید
افشين

[ناراحت] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [ناراحت] دوستان با شوربختي - سازمان ورزش ايران با هماهنگي دولت و نماينده اش درآن سازمان نام خليج فارس را از روي لوگوي بازيهاي آسيايي برداشتند ... و عکس وزنه برداري را روي خليج هميشه فارس گذاشتند تا بار دگر ملت در بند و اسير ايران با سرفکندگي و شرم در برابر چند شيخک نشين عرب سر فرود آورد - ملتي که تاريخ و تمدنش زبان زد جهانيان بود ما هر کجا اين لوگو ( نشان ) را بر ديوار ببينيم نام خليج فارس را بر آن خواهيم نوشت و در هر بازي که شرکت کنيم خواهيم گفت ... خليج فارس هميشه ---------- هرگز عرب نميشه خداوند نگهدار ایران و خليج فارس باد .. [گل] سر بزن ... [بدرود]

علی

http://varzeh.persianblog.ir/ بیای خوشحال میشم

mojahed

سلام علیکم وبلاگ منم حتما بیا یه سری بزن و نظری بده خوبه که بیای منم باز وبلاگت میام اگه بیای