پايه های مردمسالاری

در خبرنامه گويا به نوشتاری برخوردم که موضوع آن به نظرم جالب آمد، به اين خاطر آن را در اينجا می آورم:   "اشتباه شاه، اشتباه شیخ"، یا "بمب شهر ، بمب روستا". نوشتاری از فرهاد جعفری

زیارت مشهد، از کتاب عکاسخانه ایام نوشته نسرین ترابی 

یادآوری : در این نوشته هر گاه که از واژه «روستا» استفاده می شود ، مراد« هر تمرکز انسانی زیر پانصد هزار نفر» است .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

1 – اشتباه شاه
در مسیر رسیدن به رویا هایش ، ناشی از تعجیل او در بازسازی یک سیستم اجتماعی کهنه و ناکارمد و به منظور تربیت نیروی انسانی مورد نیاز برای اداره ی کشور ، شاه تصمیم گرفت تا فرصت های آموزشی هر چه بیشتری را برای شهروندان ایرانی تدارک ببیند .

از این رو ،ظرف کمتر از یک دهه شمار دانشگاه های کشور رو به فزونی نهاد .آنچنان که تقریبا هیچ شهروندی که مایل بود تا تحصیلات خود را در رشته ی مورد علاقه اش دنبال کند ، با مشکل عمده ای در این باره روبرو نبود و به سادگی هرچه تمام تر می توانست در دانشگاه مورد نظر خود به تحصیل مشغول شود.

بخش عمده ای از این شهروندان ( یا بهتر بگوییم اتباع) به تنهایی و یا اغلب به همراه همسران روستایی خود از عمق بدوی ترین بخش های کشور می آمدند و عمدتا در مرکز کشور (با جلوه های مدرنیستی خیره کننده اش و تاسیسات گونه گون آن ) جا خوش می کردند .

چیزی نمی گذشت که میان آنچه او و همسرش با خود از روستا به شهر آورده بودند ( باورهای شان ،که اغلب همه ی دار و ندار شان بود ) و آنچه به آنها در شهر عرضه و پیشنهاد می شد تا جانشین آورده های روستایی شان کنند ، تعارض های فرهنگی عمیقی پدیدار شده و خود را به رخ می کشیدند.

زن «با چادر» از روستا به شهر آمده بود اما به او پیشنهاد می شد تا به یکباره آنرا به کناری نهد و مرد که زن را «با چادر» از روستا به شهر آورده بود هرگز تحمل آنرا نداشت که بهای پیشرفت اجتماعی و منزلت اجتماعی او «برهنگی» همسرش باشد. ( تفسیر او از برهنگی نیز مانند هر مفهوم دیگر ، تابعی از «خرده فرهنگ » او بود )

این تنها «یک نمونه» از تعارض های متعدد و عمیقی ست که «انسان میانگین ایرانی» را واداشت تا در کمترین زمان ممکن، نسبت به تهدیدی که متوجه باورها و اعتقادات دینی او بود ، واکنشی خشمگینانه نشان دهد و توامان شاه و «مدرنیسم پیشنهادی او» را در بهمن پنجاه و هفت ، تا منتهی الیه ممکن پس بزند .

دم دست ترین شاهد مثال، پدر و مادر روستایی من بودند که به ناگاه از دوره افتاده ترین و محرومترین روستاهای جنوب خراسان ، به میانه ی یکی از مدرن ترین شهرهای خاورمیانه پرتاب شدند. کمی از پیاله ی «تمدن بزرگ » نوشیدند اما چیزی نگذشت که به سرعت آنرا بالا آوردند !

از میان تحلیل های متنوع در باره ی ریشه های انقلاب اسلامی پنجاه و هفت، من این تحلیل را به حقیقت نزدیکتر می یبام که «خمر وار » ، انقلاب ایران ، انقلاب «روستا» علیه «شهر» و «سنت» ها علیه «مدرنیسم» عجولی بود که می خواست با سرعت هرچه تمام تر خود را به نمونه های اروپایی اش شبیه سازد.

«نسبت روستائیان به شهر نشینان در دهه ی پنجاه خورشیدی» بنابر قاعده ، باید که شاه را به این نتیجه می رساند تا از سرعت و کیفیت مدرنیسم لجام گسیخته اش بکاهد و آنرا به گونه ای با ماهیت مذهبی جامعه هماهنگ سازد تا سرخوردگی و وحشت بافت مذهبی جامعه ی ایرانی را به دنبال نداشته باشد .

اما بی هیچ گفتگویی پیداست که نسبت مذکور ( نسبتی تا بدین حد حیاتی ، حتی در سرنوشت خود کوته بین اش ) هرگز او را به چنین نتیجه ای نرساند.

تا آنکه سرانجام «بمب روستا » در شهر منفجر شد !

2-اشتباه شیخ
در طی مسیری باژگونه ، در مسیر رسیدن به محبوبیت تاریخی ، ناشی از برداشت ناصحیح از عدالت طبقاتی ، در جریان ادای دین به روستا و به منظور دستیابی به «نرخ های بالای عمدتا کاذب» برای توسعه یافته نشان دادن کشور ، شیخ ( در معنای طبقه ی حکمران بلامنازع همه ی بیست و هفت سال گذشته ) اشتباه مهلک را به گونه ای دیگر مرتکب شد .

این بار هم ظرف کمتر از یک دهه «دولت سازندگی» تصمیم گرفت فرصت های آموزشی هر چه بیشتری تدارک ببیند تا :

_ به دلیل فقدان فرصت اشتغال کافی ، تقاضا برای آنرا هرچه بیشتر به تاخیر اندازد ( عمده ترین انگیزه )
_ اعتراض شهروندانی را که به دلیل اعمال سهمیه های متنوع ، قادر به ادامه ی تحصیل در دانشگاه های دولتی نبودند، مرتفع و یا دست کم بی اثر کند
_ مانع خروج شهروندانی شود که از فرصت آموزشی استاندارد برخوردار نبودند
_ خود را به نرخ های متداول توسعه یافتگی در زمینه ی آموزش هر چه نزدیک تر کند

از این رو دانشگاه آزاد اسلامی را بنیان نهاد و آنرا هر چه بیش از پیش در گوشه و کنار کشور گسترش داد.

این بار این « زن روستایی چادری» نبود که در دهه ی پنجاه به همراه همسرش به «تهران» رفتند و مدرنیسم لجام گسیخته ی شهری را بر نتافتند .

بلکه دختری ( یا پسری ) بود که از «طبقه ی متوسط » یا «طبقه مرفه شهری » بر می خاست ( بهترین نشانه اش اینکه توانایی پرداخت شهریه های گزاف آنرا داشت ) و در «کوله پشتی» خود _ که آنرا به کوچکترین شهرستان های گوشه و کنار کشور می برد _ همه ی پسند و ذائقه و «فرهنگ ویژه ی طبقاتی» اش را هم به همراه داشت .

اینبار دست بر قضا، «بمب شهر » بود که در روستا می ترکید و با خود ، بسیاری از مناسبات روستایی ( سنتی ) را نابود می کرد!

در جریان یک انتقام گیری ناخودآگاه ، شهر «انتقام سفید» اما بسیار سختی از روستایی گرفت که پس از پیروزی انقلاب ، و از طریق حاکمیت یافتن روستاییان بر دیوانسالاری دولتی ، بسیاری از خرده فرهنگ های خود را به شهر آورده و گسترش داده بود .

در مدتی کوتاه ، در اقدامی مقابله به مثل گونه و « بی آنکه تعمدی در کار باشد» صدها هزار سفیر فرهنگی شهر به روستا ها رفتند تا آنرا هرچه به خود، شبیه تر سازند !

نخستین تاثیر گذاری ها بر نرخ «کرایه ی تاکسی» و «اجاره خانه» و رونق حرفه های جدید (از جمله پیتزا فروشی و کافی نت وسی دی فروشی و ....) خود را نشان داد که به کلی،سازمان به شدت سنتی و متعادل روستا را بر هم زد .

سپس و بتدریج « نحوه ی پوشش » و «نحوه ی آرایش » دختران و پسران روستا را از خود متاثر ساخت .

آنگاه پای «مخدرهای جدید» باز شد و در نهایت «روابط عاطفی ، اخلاقی و جنسی» میان آنها ، دچار چنان انقلاب های شدیدی شد که باورنکردنی می نمود .

3- نتیجه گیری
اگر «اشتباه شاه» فرصت آنرا فراهم آورد تا بدهی تاریخی ایرانیان به «تکامل تاریخی جوامع » پرداخته شود و آنان «تجربه ی حکومت دینی» را از سر بگذرانند ؛ «اشتباه شیخ » بنیاد یکی از ضروری ترین «مواد اولیه» ی دموکراسی، یعنی «همگنی و یکدستی نسبی فرهنگی» میان بخش های متنوع و متعدد اجتماعی را فراهم آورد .

اگر شاه به «نسبت روستاییان به شهری ها» بی توجه بود ، آنچه نخبگان حاکم در جهت منافع خود باید به آن توجه می کردند (اما نکردند) نسبت «دانشجویان شهری در روستاها» به « دانشجویان روستایی در شهر ها » بود که اغلب از طریق اعمال سهمیه های دولتی به دانشگاه راه یافته بودند.

همگنی و یکدستی فرهنگی ناشی از این رخداد ، موجب شده است تا برای نخستین بار در تاریخ حیات اجتماعی ایرانیان ، همان « تقاضا» یی در دور افتاده ترین روستاهای کشور «تقاضای اولویت دار متقاضی » باشد که در تهران ، «متقاضیان عمده» به آن اولویت می دهند .

در حال حاضر ،این تقاضا هرگز « دموکراسی » ، «آزادی سیاسی» و لوازم آن نیست . اما دیری نخواهد پایید که به آن سمت خواهد گرایید .

چرا که بی تردید و بنا بر سابقه ،از پس تقاضا برای «آزادی های فرهنگی و اجتماعی» و پاسخگویی اجتناب ناپذیر ساخت سیاسی به آن ، این تقاضا رخ خواهد نمود .

پس آنها که دموکراسی می خواهند ،کمی شکیبا باشند . بمب شهر روستا را متلاشی کرده است و چندان دور نیست که به «انتخابات آزاد» فراخوانده شویم .همینکه «روستاییان شهری شده» بخواهند!

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
طبرستان

سلام من که روستائی ام سری به وبلاگ بی صاحب ما هم بزن عزيز دل . شما که از ايران می نويسی اين عکس را هم ببين جالب است . جالبتر آنکه اين عکس را خارجی ها بيشتر و بهتر از ما ايرانيها می نويسند.

مهدی

دوست عزیز آقای پارسا با سلام من مهدی هستم و در وبلاگ « روستای وفس » در مورد وفس و مردم وفس و گویش وفسی می نویسم. در یکی از نظراتی که در وبلاگی داده بودید اشاره کرده بودید که از بابت تهدید گویش وفسی از جانب ترک زبان های اطراف نگران هستید، اولا" از شما به خاطر این دیدگاه تشکر می کنم و ثانیا" باید بگویم که متاسفانه این تهدید هر روز جدی تر می شود و جای گویش وفسی را گویش آذری و یا فارسی می گیرد که واقعا" جای نگرانی دارد. راستی شئوالی هم از شما داشتم، آیا شما با گویش وفسی آشنا هستید؟ این آشنایی از کجا حاصل شده است. با آرزوی موفقیت و شادکامی برای شما

keivan

معرفی يک ماهنامه ايرانشناسی

Nima Aryan

Dear Mani I'm Nima Aryan, and working on reduction of Tazic (Arabic) words in current Persian. I'm familiar with you through wikipedia and I enjoy your editions. I'm one of your fans. I prepared a Dictionary for Persian equivalents of Tazic words. May be it's useful for your future editions. You can find it in this address: http://www.geocities.com/nimaryn/ I know, it's not complete and it has some errors, but I'm trying to complete it and in recent future I will upload my last edition. I will appreciate if you let me know your comments and opinions about the words which I put in that dictionary, and also if you have some more equivalents which I didn't mentioned Best Regards Nima

محمود مونسي سردرودي

سلام آقا ماني عزيز نوشته هاتون خوب و واقعا" حقيقته حتما" ازاين به بعد استفاده خواهم كرد با آرزوی موفقیت و شادکامی برای شما دوست گرامي

تبلیغات رایگان در اینترنت بانک اطلاعاتی نیازمندیهای تمام شهرهای ایران و ایرانیان خارج کشور معرفی و لینک رایگان به وبلاگ های فارسی آگهی متنی یک وبلاگ در بقیه وبلاگ های فارسی مرکز 118 تلفن همراه ایرانیان تبلیغات آنلاین بازاریابی وبلاگ ها هر کلیک 80 ریال گالری عکس در اینترنت تبادل بنر و لینک رایگان خرید و فروش رایگان در اینترنت درج پیامهای رایگان شما www.googleEads.com شرکت ارتباطات الکترونیک مهرگان بندر مدیریت : پژمان پهلوانی 09166311036