ايران زدايی

من بياد دارم که در کتابهای دبستانی پيش از انقلاب ۵۷ به ما تاريخ ايران باستان و داستانهای شيرين شاهنامه را می آموختند. از آرش کمانگير و کاوه آهنگر و آزرميدخت ميگفتند و از فرهنگ خودی.

و همچنين بياد دارم که پس از انقلاب روزی که دوباره وارد دبستان شديم کتاب تاريخ شبه جزيره عربستان را جلوی ما گذاردند و ديگر از آرش کمانگير و کاوه آهنگر خبری نبود.

سپس هموارسازها (بولدوزرها) به سوی تخت جمشيد براه افتادند تا يادمانهای فرهنگ ايرانزمين را نابود سازند که با دفاع مردم شهر از اين کار جلوگيری شد.

نماد ايران و ايرانی که در درازنای تاريخ نشان شير و خورشيد بوده است را از درفشمان برکندند و نام سازمان شير و خورشيد سرخ را به هلال احمر که نام اين گونه سازمان ها در کشورهای عربی است تبديل کردند.

بياد دارم که از آن پس کميته ای ها کوشيدند هر سال شب چهارشنبه سوری من و ديگر جوانان ايرانی را با تير هوايی و گاز اشک آور مجبور به ترک اين آيين ديرين و ريشه دار ايرانی بکنند.

سيل کاربرد واژه های عربی ناآشنا افزايش يافت : ارتحال، برائت از مشرکين، تعامل، معاودين، منافقين، هيئت استصوابی، معارضين ...

واژه های فارسی در کتابهای درسی را برداشتند و واژه های عربی را جايگزين آن ساختند. مانند دوپهلو برابر و سه پهلو برابر که شد متساوی الساقين و متساوی الاضلاع يا سه گوش که شد مثلث.

نامهای فارسی شهرها را اينجا و آنجا عربی يا نيمه عربی ساختند: رامين (در خوزستان) شد ملاثانی، کاوه شد رفيع، شاهی شد قائمشهر، سنگسر شد مهدی شهر، شاه آباد شد اسلام آباد و جز اينها.

روستاهای تازه ای هم که از آن تاريخ به بعد تبديل به شهر ميشوند نامهای فارسی شان از سوی دولت عوض شده و بسياری نامهای عربی يا نيمه عربی دريافت ميکنند: حميديا، قائميه، شاهديه، وحيديه، قدس، جعفريه، توحيد، شيبان، عبدالخان، کمال شهر، صفاشهر، بيضاء، جنت شهر، سعادت شهر، صدرا، عالی شهر، شيخ شعبان و جز اينها.

نام خيابانها هم بيشتر عوض شد و بسامد واژه های عربی در آنها چند برابر شد.

آموختن زبان عربی در دبيرستانها و دانشگاه ها اجباری شد.

صدا و سيمای جمهوری اسلامی آغاز به پخش برنامه های زيادی به زبان عربی کرد و از پنج ايستگاه تلويزيونی ماهواره ای که جمهوری اسلامی برای خارج از کشور دارد سه تا به فارسی و دو تا به عربی است (که کمی هم ترکی و بوسنی پخش ميکند). خود کانالهای ماهواره ای به اصطلاح فارسی زبان حکومتی هم هر روز يک بخش از اخبار را به عربی ميگويند.

مردم ايران ناچارند در نمازهای آدينه ای که در شهرهای ايران برگزار ميشود نسخه عربی آن را هم از زبان پيشنماز بشنوند.

بيشتر تارنماهای اينترنتی جمهوری اسلامی به زبانهای عربی، فارسی و گاه انگليسی نوشته ميشود.

بسياری جايگاه های کليدی ايران در دست عرب تباران قرار گرفته است: عراقی (که نامش را به شاهرودی تغيير داده) رئيس نيروی قانونگزار (مقننه) ايران شده، رئيس سازمان گفتگوی ميان تمدنها يک عرب است که فارسی هم بلد نيست. آصفی سخنگوی وزارت برونمرزی (امور خارجه) عرب زبان و بزرگ شده نجف است و ...

و جز اينها و ......

نتيجه و هدف از اين زمينه سازيهای دو دهه گذشته را چند روز پيش در اخبار شاهد بوديم:

دولت جمهوری اسلامی (به پيشنهاد آصفی) از اتحاديه عرب درخواست کرده تا ايران را به عنوان ناظر عضو اتحاديه عرب کنند. عربها هم اين درخواست را رد کردند.

روزنامه های جمهوری اسلامی پر شده است از نوشتارهايی که ميخواهند به ما ايرانيان ثابت کنند که ما گونه ای عرب هستيم!

/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابایادگار

‌درود دوست گرامی به تارنمای من هم پيوند دهيد: http://www.azargoshnasp.net/~iran

دكتر زرى

سلام دوستان در كارتان موفق باشىد به ساىت من هم سرى بزنىد

مهرداد

دوست عزيز، نوشته شما درد دل هر ايرانی است که برای فرهنگ ديرينه اش دل می سوزاند، تنها چند نکته کوچک به نظرم رسيد که فکر می کنم اگر دست به اصلاح آنها بزنيد کسی بر نوشته شما خرده نخواهد گرفت: آقای محمود هاشمی که از چهار سال پيش عنوان شاهرودی را نيز به نام خانوادگی خود افزوده رئيس قوه قضاييه است، نه قانونگذاری يا مقننه. آقای حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امورخارجه عراقی يا عرب نيست و شايعه عرب بودن ايشان حاصل تخيلات آقای عليرضا نوريزاده است اگر به دقت به طرز صحبت کردن سخنگوی وزارت خارجه توجه کنيد متوجه ته لهجه اصفهانی می شويد نه عراقی و عربی. عضويت ايران در اتحاديه عرب نيز پيشنهاد ايشان نبوده است. در دستگاه سياست خارجی ايران مقامهای بسيار بلندمرتبه تری داريم که عرب و عراقی اند. رئيس مرکز بين المللی گفت و گوی تمدنها آقای محمود بروجردی است که کاملاً ايرانی است و فارسی هم خوب بلد است! برخی از شهرها و روستاهايی که از آنها نام برده ايد نام اصلی شان در طول تاريخ همان نامهای عربی بوده اما در زمان رضاشاه در راستای سياست عربزدايی خوزستان اين نامها به نامهای فارسی تغيير يافته. با سپاس. مهرداد

dariush va koroshe kabir zend mishan

ba salam ma bayd emse dariush borog va koroshe kabir ra pas bedarim. marg bar arb iran khonam ra dar ra to mirizan iran janam bari tost dobare to ra haman sarzamin ariai mibinam. arb khonat ra mirzam . zend bad bar vatane kavy ahanghar, va khalize hamish fars . arb nag bar to esme khalze fars hamishe khalize fars mibashad

knowny unknown

Dear I don't accept all of your statements, but I welcome to you if visit hamedan.tk

آزين خرم‌دين

درود بر تو دوست ديرينم!سخن از دل رنج ديده ي ما گفتي...درود بر تو....

sadi

سلام دوست انديشمند ،ای کاش گوش شنوائی بود، ولی ما عادت کرده ايم وقتی به خود آئيم که کار از کار بگذرد. موفق باشی سری از ما هم بزن.

قاسم جاوید

سلام مانی جان من از کميجان و ازطرف ایران دوستان آنان که خواهان ایرانی آباد وسربلند هستند به شما خسته نباشید میگویم همان گونه که فرهنگ ایرانی رسومات مغول وافغان و...را در خود حل کرد امیدوارم که عرب و عربی را هم ...

Hamidiyan

سلام، خسته نباشيد.به ما هم سر بزنید

Irandust

dustegermiam, dorud bar to, berasti vojude shomaborumandane iranzamin, khari ast bar cheshme doshmanane iran,Ari, parsi setizi wa iran setizi ruzegari ast ke edame darad wa in ruzha, pantorkism ast ke bar jodayi azarbayejan az iran,wa nabudi zaban wa farhange pars, talash daarad,nemuneh an weblog suzumuz dar hamin persian blog mibashad