آهسته و پيوسته

پیشرفت نیاز به زیرساخت دارد. کشورهایی که هم اکنون از دید صنعتی و اقتصادی پیشرفته بشمار میروند یکشبه و یا بی برنامه به اینجا نرسیده اند بلکه نخست زیرساخت خود را بهبود داده اند و همین کار مایه پیشرفتهای پسین ایشان شده است. بقول قدیمی ها نردبان پله پله.
از زیرسازه های مهم برای نمونه راه آهن، بزرگراه ها، بندرهای مجهز، مترو در کلانشهرها، نیروی انسانی آموزش دیده و ویژهْ کار و فرهنگسازی در مردم و جز اینهاست. مثلآ ما ایرانی ها در دهه ۱۳۵۰ که پول نفت از سر و کولمان بالا میرفت یکدفعه خواستیم با عجله بپریم پله های بالای نردبان و هنوز نه درست و حسابی جاده و بزرگراه ساخته و نه هنوز آب و برق و گاز به شهرستانها و روستاها رسانده و نه مردم را باسواد کرده و غیره، بخش بزرگی از پول نفت را دادیم هرچه نمادهای پله آخر پیشرفت و نوینگری بود مثل آسمانخراش و هواناو (هاور کرافت) و هواپیماهای کنکورد (قراردادش بسته شده بود) و مینی ژوپ! و خرید آخرهفته در فروشگاههای سرشناس لندن و پاریس و از این حرفها را چیدیم توی ویترین کشورمان و دیدیم که چطوری خوردیم زمین.
از قدیم گفته اند: رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود، نه گهی تند و گهی خسته رود.
آنروزها کار بجایی رسیده بود که درحالی که مردم روستاهای ایران مانند سده های میانه هنوز دسته دسته از بیماریهای ساده میمردند و هنوز باید فرسنگها دور از خانه از چاه آب میکشیدند، ما تنها ۱،۶ میلیارد دلار هزینه دیرکرد تخلیه بار برای کالاهای لوکسی که در کشتیهای خارجی صف کشیده جلوی بندر خرمشهر مانده بود میپرداختیم. به دلیل نبود بزرگراه مناسب و کمبود کامیون و راننده بسیاری از این کالاها سالها در بندر میماند و ۲۰ درصد از پول نفت هزینه انبارداری این کالاها میشد. این ندانم کاری مشتی است نمونه خروار.
البته چون در آن زمان هنوز زیرساختهای فرهنگی و آموزشی ایرانیان آماده نشده بود هر حکومتی یا سیستمی هم که حاکم بود یا میشد از اینگونه ندانم کاریها و هول شدنها و بی جنبه بازیها گریزی نبود.
اکنون به هر روی چند دهه از آن دوره میگذرد و با همه بالا و پایینها بالاخره مردم ما حتی با وجود شورش و جنگ و خفقان و تحریم باز هم سیر صعودی فرهنگی را پیموده اند و امروزه ۸۳ درصدشان باسوادند (در مقایسه با ۵۰ درصد در سال ۱۳۵۷) و نیروی دانش آموخته ما از نیاز کشور هم بیشتر شده و ۶۰ درصد از دانشجویان ما دخترند.
اگر همان سامانه (سیستم) حکومتی پیشین مانده بود شاید همین رشد زودتر انجام میگرفت شاید هم دیرتر. شاید فرق روستاییان و شهریان بیشتر از الان بود شاید هم نه. اکنون حرف بر سر اینکه اگر آن سامانه مانده بود اینطور میشد یا آنطور میشد دخلی به ماجرا ندارد. مهم اینست که ما تحت هر شرایطی و تحت هر حکومتی از سیر فرهنگسازی و زیرساخت گستری پس نمانیم و درجا نزنیم. شرایط حاکم ممکن است روند ما را کُند کند اما اگر خواست برای پیشرفت در ما باشد جلوی خودسازی ما را اینگونه نیروها نمیتوانند سد کنند. شاید هم خود فشار همین نیروها و واکنش و پسراندن آن نیروها بدست ما مایه تکاپو و پیشرفت ما بشود. سختیهاست که آدم (و همچنین ملتها) را میسازد.

----------------------------------------------------
در رابطه با مسئله بالا خبری را دیدم که توجه ام را جلب کرد. خبر خبر ایجاد شهرکهای فناوری در ایران بود.
خلاصه پس از دهه ها درآمد فروش نفت و پرورش نيروی تخصصی و فراز و نشيبهای سياسی و اينها، خوشبختانه کشور ما سرانجام به مرحله ای نزديک شده که کاربدستان آن حتی در انديشه ايجاد شهرکهای فناوری بيفتند.
شهرکهای فناوری که بوستانهای فناوری و شهر علمی هم ناميده ميشوند محل تمرکز و ساماندهی تکاپوی دانشی و پژوهشی ويژهْ کاران (متخصصان) يک کشورند. پديد آوردن اينگونه شهرکها پيش نياز پيشرفت فناوری يک کشور است.
بتازگی در ایران چندین بوستان فناوری برپا گشته یا در دست ساخت است. از آن جمله:

شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی در توس نزدیک مشهد

FanavariArm.gif

شهرك صنعتي فناوري خودرو در تبريز

شهرک صنعتی فناوری برتر در قزوین (در مرحله طرح)

بوستان فناوری پردیس در خاور تهران

Ofogh.jpg

شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان

شهرک فناوری الکترونیک ارومیه

شهرك صنعتي ـ تخصصي روي زنجان
(که هم اکنون ۳۱ یگان صنعتي فرآوری روي و تركيبات روي در این شهرك جایگیر شده و امكان استقرار 30 واحد صنعتي دیگر هم در شهرك تخصصي روي فراهم است).

شهرک صنعتی سرامیکی مرند

همچنین طرح ساخت مجتمع فن آوري و نیز خوشه هاي شيلات و مبلمان در استان خوزستان در حال مطالعه و پيگيري است.

نمایی از بخشی از شهرک فناوری پردیس تهران
plan-3.jpg

/ 3 نظر / 44 بازدید
mahman nakhandeh

:) in VERSION ghashangtareh: rahro an ast ke ahesteh o pivasteh ravad na gahi tond o gahi khasteh ravad! :))))))))))

مشاهیر

سلام مانی جان... ما هم اميدوارم که ايران بيشتر کنه و بتونه در جهان حرفی برای گفتن داشته باشه. در عقابها در مورد ايرانيان نوشتم فکر کنم براتون جالب باشه. می تونيد می توانيد بخونيد..

ماني

با سپاس از مهمان ناخوانده. آن جمله را درست کردم. ممنون.