گپ سبزو

 آبخُست (جزيره) گَپْ سَبزو يا همان ابوموسی در کَنداب پارس (خليج فارس) از زمانهای دور هميشه بخشی از ميهن ما ايران بوده است. نام اين آبخست در گويش بومی مردم نيمروز (جنوب) ايران گَپ سبزو است که به چم و معنای جای سبز بزرگ است زيرا در اين آبخست تپه های سرسبزی وجود دارد.

با رخنه بريتانيا در منطقه و چنگ اندازی به گوشه و کنار خاک ايران، دولت ايران در زمان رضا شاه در سال هاي ۱۹۲۳، ۱۹۲۶ و ۱۹۲۸ زايشی (۱۳۰۲،۱۳۰۵ و ۱۳۰۶خورشيدی) سزايِ دارندگی (حق حاكميت) خود بر آبخستهای تنب و گپ سبزو را رسمآ استوار کرد و در تاريخ ۵ اسفند ۱۳۰۸ هم وزارت برونمرزی ايران، نامه اعتراضي را در پيوند با برافراشتن پرچم انگلستان بر فراز آبخستهای گپ سبزو و تنب بزرگ به وزير مختار انگلستان در تهران نگاشت. در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۲ خورشيدی) يك رزمناو ايراني به تنب بزرگ سركشي و گروهي را در آبخست پياده كرد كه از چراغ راهنماي دريايي ديدن كردند. در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳ خ) فرماندار بندرعباس همراه چندی از پايوران دولتي و بومی از آبخست تنب بزرگ ديدن كرد و يك رزمناو ايراني، قايقي از امارتهای متصالحه را در آب هاي كرانه هاي جزيره بازداشت كرد. در همان سال دو بار ديگر رزمناو ايراني از تنب بزرگ بازديد و شماري را در آن آبخست پياده كرد. اين رفت و آمدهاي پي در پي ايراني ها به آبخست تنب بزرگ سرانجام پرخاش تندي را از سوي بريتانيا برانگيخت. حكومت ايران در طول سال هاي پسين نيز همواره ضمن انجام اقدام هايي همانند و نامه نگاري هاي پرشمار كه همگي از اسناد استوار حق دارندگی ايران بشمار می آيند بر سزاجويی خود پاي مي فشرد، پس از اقدام شوم جدايي بحرين از ايران در خرداد ماه ۱۳۴۹ خورشيدی (۱۹۶۰ زايشی) گفت وگوهاي ايران با نمايندگان دولت انگلستان همچنان پی گرفته مي شد. تا اينكه در نيمه دوم سال ۱۹۶۱ دو كشور به همداستانی رسيدند كه يك روز پيش از بیرون رفتن نيروهاي انگليسي از کنداب پارس، ايران نيروهاي خود را به آبخستهای مسكوني گپ سبزو (ابوموسي) و تنب بزرگ و آبخست نامسكوني تنب كوچك گسيل دارد.

عمليات بازستاندن آبخستها

بامداد روز ۹ آذر ۱۳۵۰ ناوگان دريايي ايران از بندر لنگه به جنبش درآمد و ناوها در فاصله درخوری از تنگه هرمز در ديدگاه آبخستهای تنب و گپ سبزو جای گرفتند و نيروي هوايي ايران نيز با نفرات و تجهيزات كامل، پاسداری آسمان کنداب پارس را به عهده گرفت و بالگردهای مجهز به تيربار در فاصله كمتري در آسمان آماده پيشگيري هر گونه رخدادی شدند. پس از اين تدابير، سرانجام هواناو (هاوركرافت) هاي ترابر نيروهاي ايراني در روز ۹ آذر ۱۳۵۰ خ (۳۰ نوامبر ۱۹۶۱) به کرانه آبخست گپ سبزو رسيدند. فرمانده ايراني دستور پياده شدن نيروها را داد و خود به عنوان نخستين تني كه پاي بر آبخست نهاد خاك آبخست را بوسيد و سپس نيروهاي ايران در جايگاه های راهبردی آبخست جايگير شدند. همزمان نيروهاي ايراني كه از پيش در نزديكي آبخستهای تنب بزرگ و تنب كوچك جای گرفته بودند، نخست با دو فروند بالگرد، پيش از آغاز عمليات شماری آگهی نامه بر روي بخشهای نشيمن دار (مسكوني) تنب بزرگ ريختند كه در آن آمده بود: «برادران گرامی در اين هنگام كه ما به جزيره وارد مي شويم شما برادران عزيز تامين كامل داريد و اين جزيره و مردمش به مام ميهن برمي گردند.» پانزده دقيقه بعد هواناوهاي ترابر سربازان ايران به کناره آبخست رسيد. به باشندگان آبخست ابلاغ شد كه در امنيت كامل هستند و شهربان های عرب که در جزيره جای گرفته بودند نيز مي توانند با واگذاری آبخست به زادگاه خود برگردند و باشندگان آبخست مي توانند از پشتيبانی كامل ميهن خود ايران و سربازان آن برخوردار شوند. سپس شماری از شهربانهای عرب با بلند كردن دو دست خود از پاسگاه بيرون آمدند و فرمانده سربازان ايراني براي در دست گرفتن ساختمان شهربانی عربها با سه نفر ديگر به جلو پيش آمدند كه ناگهان بانگ رگبار تيربار در آسمان پيچيد و سروان رضا سوزنچي و دو نفر سرباز وظيفه به زمين غلتيده و جان خود را از دست مي دهند. پس از اين رخداد فرمانده آبخست دستور تيراندازي را صادر كرد كه نفرات ايراني در باران رگبار آتشبار دشمن نبردي دوسويه را آغاز و پناهگاه دشمن را به تصرف خود درآوردند. فرمانده شهربانهای عرب كه بجز زير پا گذاشتن مقررات مربوط، سربازان خود را نيز فريب داده و به نشانه تسليم فرستاده بوده گلوله ای خورد و كشته شد. زد و خوردها ادامه داشت كه مامور پرچم توانست پرچم ايران را بر چهار گوشه دكل چراغ دريايي و همچنين بر چکاد بلنديهای شمال خاوری آبخست و سرانجام بر فراز پادگان جايگير كند. پس از پايان نبرد، يگانهاي نيروي دريايي به صف ايستاده، بر پيکرهای سروان رضا سوزنچي (اهل كاشان)، مهناوي كهريزي (اهل تهران) و سرباز وظيفه آيت الله خاني (اهل شيراز) اداي آزرم كردند. بدين روی پس از نزديک به ۸۰ سال كه سياست بهره کشان غربی با وجود حقوق بی چون و چرای تاريخي مانع اعمال حاكميت ايران بر اين آبخستها شده بود، پس از گفت وگوهاي طولاني و پيگير، دوباره اين جزاير تحت حاكميت سزامند ايران قرار گرفت.

گپ سبزو (ابوموسي) در كنداب پارس (خليج فارس)

آبخست گپ سبزو

گپ سبزو (ابوموسي)

/ 8 نظر / 31 بازدید
سايت زنده رود

تقدیم به زنان ایران زمین---------کلیپ زرتشت--باصدای گوگوش-- http://www.zendehrood.com/Default.asp?Body=cliplist&step=1#.asp?id=10 --کاری از محمد آميغي

امین

خيلی عالی بود.به من هم سر بزن. بای امين

پويا

سلام . مرسی که اومدی به وبلاگم . درود بر تو که به اين مسائل می‌پردازي.شاد باشی

سه لاح

درود. ممنون و شادمان از سرزدن شما...

parse

درود وسلام بر آقا مانی!ما همچنان خواننده‌ی دائمی وبلاگ قشنگ تو هستيم!سبز ومانا وپويا باشی!پارسه

dariush va koroshe kabir zend mishan

zend bad iran zamin mikham bari vatan begeriam mikham bar bolan tarin kohai iranam bistam va mardan iran zamin ke hezarha sal mibashd ke khotan. sedaishon konam mikham beshon begam dobar zend beshan mikham roahi onhar ra buse konam.

Hamidiyan

سلام، خسته نباشيد.به ما هم سر بزنید