ایرانشناسی

شنبه ٩ آذر ،۱۳۸۱

متون سره
سره نگاری فارسی تاریخی دیرینه دارد. در میان ادب هزارساله فارسی اینجا و آنجا به متون سره فارسی بر میخوریم.
در اینجا نمونه ای از این متون از دیوان عارف دهلوی که دیباچه آن به فارسی سره نگاشته شده است:

صفحه عنوان دیوان:

الحمدلله كه درين ايام ميمنت فرجام

كليات عارف فارسي

مصنفه عاليجناب مستطاب نواب سيد خاقان حسين صاحب دهلوي المتخلص به عارف رئيس و تعلقه دار كانپور

در مطبع اثناعشري دهلي باهتمام سيد صغير حسن شمس طبع شد.
سنه ۱۳۴۸ هجري

ديباچه ديوان:

بنام خداي مهرگستر و بخشايشگر

خدايي را كه داراي دانش آشكار بينش است سپاس كنم و ستايش بجا آرم. دانم كه گرمي هنگامه آفرينش ازوست، گرور فرتاش و راست بودي كه خرد زيرك فرتودي به بشين والايش نرسد و رهبر خردي كه رهنماي دانشوران سهي منش است درينجا گمراه مي گردد، فرزانه ويژه درون داند كه تا آميغ چيزي نهفته باشد دانا دل شيواگفتار لب به ستايش آن نگشايد. روان دانش پژوه كه برگزيده آفرينش است هرچه دانسته همانا در پايه كمتر ازانست اگر بالاتر بودي، هرآينه هنگام اندررسيدن خس بدندان گرفتي از اينجاست كه يزدان جهان آفرين از دريافت ما همه بيرونست. آري چون روان را دانستن آغاز و انجام ناگزير است، خردمند و خردآموز خداي براي ما همه نامه شگرف كه جهانش خوانند باندازي نوشت كه هيچكار به پاي خوان ندارد. من كه كهين سودياب اين نامه دانش افزايم همين كه خدايي دارم دانا و پروردگاري توانا و بي آسا، ناچار لب از ستايش داور دادگر فروبستم كه چون هيچ ندانم چه گويم:

ز دانايي زبونتر نيست چيزي پيش ناداني
سخنهايي خرد گويم ببينم تا چه پيش آيد
مگر روزي هنرمندي سخن سنجي سهي گيشي
چنانم آفرين گويد كه دل از رنج آسايد

باري بازماندن من از شمردن فروزه هاي يزدان از كوتاه رسي دانش منست نه از سركشي، مگر چون نيك دانسته ام كه خدايي دارم فروزه بنده پروري او را سپاس گويم و وخشوران ستوده خوي و جانشينان نيكي جوي را درود فرستم.
سپس سپاس بر سخنوران راستي آيين روشن باد كه اين هيچمرز و هيچمدان كه به سيد خاقان حسين خان عارف نامي گشته از آغاز خوردسالي سرمست كهن باده سخن بود و اوريكه دل را تپيدن و اشك خونين را از ديده فروچكيدن آموخت، مرا آئين سخنوري نياموختي و دانائي كه غنچه را شگفتن و سبزه را از خاك دميدن آئين نهاد اگر انديشه مرا از كج روشي بازداشته به شاهراه سخن گستري راه نمود شگفت نيست، سخن كوتاه، هرچه ميگفتم چون رازهاي دوستان يكدل خود مينهفتم.

ادامه دارد ...

فرتاش=هستي
آميغ=غرض
فروزه=صفت
وخشور=پيغمبر
مانی پارسا
 

[ خانه| بایگانی | رایانامه ]

خانه
بایگانی
رایانامه

پرشين‌بلاگ

Persian Weblogs List

لوگوهای ایرانی

وبرينگ

Danshjoo List

روزنگار ايران لينك

آذرگشنسب

آذرپادگان

دانشنامه ايرانيکا

فرهنگستان زبان فارسی

فرهنگستان هنر

شورای گسترش زبان و ادبيات فارسي

خبرگزاری ميراث فرهنگی

تخت جمشيد سه بعدی

انتشاراتی سخن

زبان فارسی در دنيای ارتباطات

زوپير سردار گارد جاويدان

نامهای پارسی

تاريخ و جشنهای ايران

تاریخ اسکی در ايران

پايگاه دانشجويان تركمن ايران

عکسهای زيبا از ايران

عکسهای جزيره کيش

عکسهای استان کردستان

عکسهای استان خوزستان

عکسهای خاطره انگيز ايرانی

تيرداد

خط میخی (تاریخ ايران)

بابک خرمدين

طبرستان

همزباني و بي زباني

كارگر افغان در خوزستان

غزل امروز افغانستان

بوداگرايي

روزنگارهاي همگروه

ارمنستان

افغانستان

روزهاي مسکو

مسكو

امارات متحده

ژاپن

فنلاند

استراليا

انگلستان

آمريکا

کانادا


 


شمار بازدیدکنندگان